ای کسی که بدون تو
زندگی را با همه زیبایی هایش برای لحظه ای هرچند ناچیز
نمی خواهم
ای کسی که زندگی را در چشمان بهاری ات معنا می کنم
کاش می دانستی که این قلب کوچک و عطش زده ام چگونه با دیدارت
بال و پری برای رهایی می یابد
بدون تو برگی در خزان زندگی ام
برگی خزان دیده در بهار زندگی که با کوچکترین تلنگری زندگی را
بدرود خواهد گفت....
+
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 10:25 توسط
|