تبليغاتX
ماه من
عاشقانه ها
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1384ساعت 10:21  توسط   | 

حقایق

یادته میگفتی تو همونی که میخوام

 

هیچ کس نمیشه مثل تو برام

 

یادته میگفتی منو دوست داری

 

هیچ وقت منو تنها نمیزاری

 

یادته میگفتی اگه بری دلم تنگ برات

 

هیچ وقت چشمامو نمیگیری از چشات

 

یادته میگفتی غیر تو کسی رو نمیخوام

 

هیچ وقت نمیتونی طاقت بیاری برام

 

گفته بودی بهت نرسم خودتو میکشی برام

 

من هم بهت گفته بودم که خیلی تنهام

 

اینها رو گفتی ومنو عاشقت کردی

 

بعدش هم منوبا خوش خیالی ول کردی

 

فکر میکردم تو همونی که میخوام

 

هیچ کس نمیشه مثل تو برام

 

فکر میکردم که منو دوست داری

 

هیچ وقت منو تنها نمیزاری

 

فکر میکردم اگه برم دلت تنگ برام

 

هیچ وقت چشماتو نمیگیری از چشمام

 

فکر میکردم غیر من کسی رو نمیخوای

 

هیچ وقت طاقت نمیاری برام

 

فکر میکردم بهت نرسم خودتو میکشی برام

 

نمیدونستم که من خیلی تنهام

 

حالا به اون موقعم میخندم

 

که تو رو زود باور کردم

 

این تجربه رو گذشتی برام

 

فکر نکنه کسی که من تنهام

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1384ساعت 10:16  توسط   | 

اگر کلمه دوستت دارم قیام علیه بندهای میان من و توست

 

اگر کلمه دوستت دارم نمایشگر عشق خدای من نسبت به توست

 

اگر کلمه دوستت دارم راضی کننده وتسکین دهنده قلبهاست

 

اگر کلمه دوستت دارم پایان همه جدایهاست

 

اگر کلمه دوستت دارم نشانگر اشتیاق راستین من نسبت به توست

 

اگر کلمه دوستت دارم کلید زندان من وتوست

 

پس با تمام وجود فریاد می زنم

                                     دوستت دارم

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1384ساعت 10:13  توسط   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1384ساعت 10:6  توسط   | 

 

طرف ما شب نیست

صدا با سکوت آشتی نمی کند

کلمات انتظار می کشند

من با تو تنها نیستم ، هیچ کس با هیچ کس تنها نیست

شب از ستاره ها تنها تر است ...

طرف ما شب نیست

چخماق ها کنار فتیله بی طاقتند

خشم کوچه در مشت توست

در لبان تو ، شعر روشن صیقل می خورد

من تو را دوست می دارم ، و شب از ظلمت خود وحشت می کند .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 10:35  توسط   | 

به دنبال تو می گردم

 تو ای تنها ترین سردار فتح قلب ویرانم

 تو ای شهزاده ی خوشبخت کاخ حسرت جانم

 تو ای زیباترین پروانه ی بی تاب شمع قلب  سوزانم

  به دنبال تو می گردم  

 که شاید چشمهایم را به چشمانت بدوزم

 تا نگاه خواهش دل را عیان سازم

 که شاید دستهایم را به دامانت بیاویزم

 وعشق خویش را با یک صدای لرزش ماتم

 بیان سازم

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 10:8  توسط   |